. . . .
. . . .
. . . .
. . . .
. . . .

چرا گردشگري؟

صنعت توريسم يا صنعت خريد و فروش روياها, رفته رفته زمينه ساز تحولاتي در جهان مي شود كه روزي انقلاب صنعتي برپا كرد. چنانكه امروزه صدها ميليارد دلار نصيب كشورهايي مي شود كه در صنعت توريسم سرمايه گذاري كرده اند. با وجود اينكه ايران از نظر برخورداري از ميراث فرهنگي و آثار باستاني جزء ده كشور نخست جهان مي باشد اما تنها سهم ناچيزي از بازار توريسم را به خود اختصاص داده است.
براي اينكه ما بتوانيم از اين توانايي بالقوة خود استفاده كنيم بايد به نيازهاي سه عنصر اساسي صنعت گردشگري توجه كنيم:
1- گردشگران.
2- عرضه كنندگان.
3- مورد فرهنگي (آثار باستاني).

گردشگران:

تا هنگاميكه ما ندانيم كه چرا گردشگران سفر مي كنند و نيازهاي واقعي آنها چيست, نخواهيم توانست امكانات مورد نياز آنها را فراهم سازيم و اين يعني عدم سفر آنها به ايران. به اين منظور ما در اين مجال خواهيم كوشيد تا به اين سوالات پاسخ گوييم:
1- چرا انسانها سفر مي كنند؟
2- چرا گردشگران به ايران وكاشان مي آيند؟
در دنياي صنعتي امروز كه انسانها به ورطة يك زندگي ساكن و ماشيني كشيده شده اند, آنها از هر فرصتي استفاده مي كنند تا تنوع و شادابي را تجربه كنند. و مسافرت موثرترين شيوه براي پاسخ به اين نياز مي باشد. اما اينكه گردشگران چه مقصدي را براي سفر خود برمي گزينند با توجه به سن, تحصيلات, درآمد و ... آنها متفاوت خواهد بود. اما با اطمينان مي توان گفت آنها مقصدي را برخواهند گزيد كه تفاوت و تغيير در شرايط زندگي براي آنها بوجود آورد با اين مقدمه انواع گردشگري كه امروز متناسب با سلايق مختلف گردشگران در حال توسعه مي باشد را بدين ترتيب مي توان نام برد:


گردشگاها:
يكي از معمول ترين گونه هاي نوين صنعت توريسم در گذران تعطيلات, نوعي از توسعه بر مبناي گردشگاه است. يك گردشگاه كه طيف گسترده اي از امكانات و خدمات توريستي را در بردارند به منظور تفريح و استراحت در جهت تفريح و استراحت در سواحل, ورزش هاي دريايي, پياده روي,گلف و ... طراحي شده اند.

شهرهاي گردشگري:
به طور معمول از كاربري هاي معمول زمين و يك جامعه شهري را دارند, ليكن از نظر اقتصادي تأكيد آنها بر فعاليتهاي تفريحي است. اين شهرها علاوه بر انواع خدمات گردشگري در نزديكي جاذبه هاي عمده هستند.

توريسم ماجراجويانه:
اقدام توريستها به فعاليت هاي پرتكاپوي شخصي, فيزيكي و گاه مخاطره آميز را در بردارد: قايقراني, شكار, كوه نوردي, ...

توريسم با گرايش خاص:
شامل آن توريستي مي شود كه در گروههاي كوچك و به منظور آشنايي و كسب تجربه در مورد جلوه هاي خاص يك منطقه, اقدام به مسافرت مي كنند. اين توريسم در زمينه هاي فرهنگي از جمله رقص, موسيقي, تئاتر, صنايع دستي, تاريخ, باستان شناسي و ... و در زمينه هاي طبيعي مثل جانوران, گياهان, چشم اندازها مرتبط است. اين موضوعات خاص با گرايشهاي بلند مدت تخصص و حرفة توريستها مرتبط است.

توريسم فرهنگي:
در اين توريسم, گردشگران براي آشنايي با آداب و رسوم ديگر ملت ها به سفر مي پردازند در واقع بايد اذعان كرد كه فرهنگ جاذبة اصلي گردشگري است. بدون فرهنگ كه تفاوت را ايجاد مي كند همه جا شبيه هم به نظر مي رسد. بنابراين جاذبه هاي دنيا بدون ميراث فرهنگي مختلف اندك چيزي براي ارائه خواهد داشت.
علاوه برآنچه در بالا آمد توريسم دهكده اي, ياري رساني, مذهبي, قومي, نوستالژيك, جوانان از ديگر انواع توريسم هستند.
حال به نظر شما گردشگراني كه امروز به ايران سفر مي كنند به كداميك از گونه هاي فوق مرتبط هستند؟
براي تفريح در ساحل دريا و اقامت در هتل هاي لوكس و بي نظير ايران ! شركت در فستيوال ها و ديسكوكت ها ! و يا در نمايشگاههاي تجاري ! جواب روشن است, هيچيك. بلكه عامل اصلي كه گردشگران به خاطر آن به ايران مي آيند, ميراث فرهنگي ماست. البته اين بدان معني نيست كه ما از نظر ديگر جاذبه هاي طبيعي همچون دريا, جنگل, كوير, آب و هواي معتدل و ... فقير باشيم بلكه برعكس ما در اين زمينه ها داراي استعدادهاي بالقوه اي هستيم كه هنوز نتوانسته ايم آنها را بهره ور سازيم
.